فرهنگ آریان‌پور

در یک لحظه

#۹۰٬۸۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

instantly

دم، آن، لحظه، ماه کنونى، مثال، فوراً

۲

momentarily

دم بدم، آن به آن، لحظه لحظه، یک لحظه، به طور آنى یا زودگذر