واژههای فارسی←در یک جزءفرهنگ آریانپوردر یک جزء#۹۰٬۸۷۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱partlyچندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازهواژههای نزدیک در الفبادر یخچالمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یخچال - محصور -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک انمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک انتها با چیزی تماس داشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک بلوکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدر یک جا - مقیم -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر