استحکام
#۹٬۰۸۵
fortification
استحکام (استحکامات)، سنگر بندى، بارو، تقویت
rigidification
استحکام، سفتى
grit
سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن
granite
سنگ خارا، گرانیت، سختى، استحکام
backbone
تیره ى پشت، ستون فقرات، (مجازى) پشت، استقامت، استوارى، استحکام
rigidity
سختى، استحکام، سفتى
solidity
جمود، استحکام، استوارى، سختى، سفتى
strength
نیرو، زور، قوت، قوه، توانایى، دوام، استحکام
stability
پایایى، پایدارى، (stableness) استوارى، استحکام، ثبات
substance
جسم، جوهر، مفاد، استحکام، ماده، شیى، جنس، ماده اصلى، ذات، مفهوم، دوام، مسند
resistance
مقاومت، استحکام، پایدارى، ایستادگى، عایق مقاومت، سختى، مخالفت
stableness
(stability =) ـ استوارى، استحکام، ثبات، پایدارى
consistence
(consistency =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى
consistency
(consistence =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى
formidability
نیرومندى، استوارى، استحکام، بزرگى، ممتازى، قوام
solidification
سفت سازى، استقرار، استحکام
staying power
نیروى پایدارى، بنیه، طاقت، قدرت، استحکام