فرهنگ آریان‌پور

استحکام

#۹٬۰۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fortification

استحکام (استحکامات)، سنگر بندى، بارو، تقویت

۲

rigidification

استحکام، سفتى

۳

grit

سنگریزه، شن، ریگ، خاک، ماسه سنگ، ثبات، استحکام، نخاله، سائیدن، آسیاب کردن، آزردن

۴

granite

سنگ خارا، گرانیت، سختى، استحکام

۵

backbone

تیره ى پشت، ستون فقرات، (مجازى) پشت، استقامت، استوارى، استحکام

۶

rigidity

سختى، استحکام، سفتى

۷

solidity

جمود، استحکام، استوارى، سختى، سفتى

۸

strength

نیرو، زور، قوت، قوه، توانایى، دوام، استحکام

۹

stability

پایایى، پایدارى، (stableness) استوارى، استحکام، ثبات

۱۰

substance

جسم، جوهر، مفاد، استحکام، ماده، شیى، جنس، ماده اصلى، ذات، مفهوم، دوام، مسند

۱۱

resistance

مقاومت، استحکام، پایدارى، ایستادگى، عایق مقاومت، سختى، مخالفت

۱۲

stableness

(stability =) ـ استوارى، استحکام، ثبات، پایدارى

۱۳

consistence

(consistency =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى

۱۴

consistency

(consistence =) ـ ثبات، استحکام، درجه غلظت، توافق، سازگارى

۱۵

formidability

نیرومندى، استوارى، استحکام، بزرگى، ممتازى، قوام

۱۶

solidification

سفت سازى، استقرار، استحکام

۱۷

staying power

نیروى پایدارى، بنیه، طاقت، قدرت، استحکام