فرهنگ آریان‌پور

استحاله

#۹٬۰۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

permutation

قلب و تحریف، استحاله، جایگشت، جایگردى

۲

adulteration

قلب زنى، جعل و تزویر، استحاله

۳

transmutation

تبدیل، تغییر شکل، قلب ماهیت، تکامل، استحاله، تبدیل عنصرى بعنصر دیگرى

۴

transubstantiation

قلب ماهیت، استحاله، تبدیل جسمى به جسم دیگر، اعتقاد به این که نان و شراب مصرفى در آئین عشاى ربانى مسیحیان هنگام ورود به بدن شخص تبدیل به جسم و خون عیسى مى گردد

۵

metamorphosis

تغییر شکل، دگرگونى، دگردیسى