فرهنگ آریانپور
استانه
#۹٬۰۱۸
limen
آستانه، (روان شناسى) کمترین تحریک عصبى که براى ایجاد احساس لازم است، آستانه احساس، شعور
threshold
آستانه، آستانه مانند، آستانه اى، سرحد
sill
(cill =) ـ آستانه، پایه، تیر پایه، آستانه در، گسله بسترى، داراى آستانه یا پایه نمودن
eve
شب عید، شب، شامگاه، در شرف، (با حرف بزرگ) حوا، جنس زن
door
درب، در، راهرو
nook
گوشه، قطعه زمین پیش آمده، برآمدگى
verge
کنار، لبه، مشرف، نزدیکى، حدود، حاشیه، نزدیک شدن، مشرف بودن بر