فرهنگ آریان‌پور

استانه

#۹٬۰۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

limen

آستانه، (روان شناسى) کمترین تحریک عصبى که براى ایجاد احساس لازم است، آستانه احساس، شعور

۲

threshold

آستانه، آستانه مانند، آستانه اى، سرحد

۳

sill

(cill =) ـ آستانه، پایه، تیر پایه، آستانه در، گسله بسترى، داراى آستانه یا پایه نمودن

۴

eve

شب عید، شب، شامگاه، در شرف، (با حرف بزرگ) حوا، جنس زن

۵

door

درب، در، راهرو

۶

nook

گوشه، قطعه زمین پیش آمده، برآمدگى

۷

verge

کنار، لبه، مشرف، نزدیکى، حدود، حاشیه، نزدیک شدن، مشرف بودن بر