فرهنگ آریانپور
استان
#۸٬۹۷۶
shire
استان، ایالت، ناحیه، به استان تقسیم کردن
province
استان، ایالت، ولایت
state
حالت، کشور، ایالت، توضیح دادن، جزء به جزء شرح دادن، اظهار داشتن، اظهار کردن، تعیین کردن، حال، چگونگى، کیفیت، دولت، استان، ملت، جمهورى، کشورى، دولتى state ـ (47)
eparchy
(در یونان) شهرستان، استان
threshold
آستانه، آستانه مانند، آستانه اى، سرحد
court
بارگاه، حیاط، دربار، دادگاه، اظهار عشق، خواستگارى
supine
برپشت خوابیدن، تاق باز، بیحال، سست
division
تقسیم، بخش، قسمت، دسته بندى، طبقه بندى، (علوم نظامى) لشکر، (مجازى) اختلاف، تفرقه