واژههای فارسی←استاده کردنفرهنگ آریانپوراستاده کردن#۸٬۹۳۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱stagnateراکد شدن، راکد ماندن، از جنبش ایستادن، بیحرکت شدن، گندیده شدنواژههای نزدیک در الفبااسبلهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبه - دو -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبه - یک -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبی که روی دو پا بلند می شودمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاسبی که قدرتش معلوم نیست و شانس بردن مسابقه را کمتر داردمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر