فرهنگ آریان‌پور

دچار اختناق‌ کردن

#۸۸٬۵۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

smother

خفه کردن، در دل نگاه داشتن، خفه شدن، خاموش کردن

۲

throttle

گلو، دریچه کنترل بخار یا بنزین، خفه کردن، گلو را فشردن، جلو را گرفتن، جریان بنزین را کنترل کردن