فرهنگ آریان‌پور

دچار

#۸۸٬۵۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

stricken

دچار، مبتلا، محنت زده، مصیبت زده، اندوهگین

۲

afoul

مصادم، گرفتار، دچار

۳

down

پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)

۴

involved

در گیر، پیچیده، بغرنج، مبهم، گرفتار، مورد بحث

۵

sufferer

متحمل، زحمتکش