فرهنگ آریانپور
اساس - بی -
#۸٬۴۸۱
idle
بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل
baseless
بى اساس، بى ماخذ
delusive
فریبنده، گمراه کننده، موهوم، واهى، بى اساس
rootless
بى ریشه، بى اصل، بى اساس
vaporous
بخاردار، مه دار، مانند بخار، پوچ، بى اساس
unfounded
بى اساس، بى پایه، بى اصل
groundless
بى اساس
insubstantial
غیر واقعى، خیالى، بى اساس، بى موضوع، بى جسم
unsubstantial
(unsubstantiality =) ـ بى اساسى، بى اهمیتى، بى اساس، واهى
unsubstantiality
(unsubstantial =) ـ بى اساسى، بى اهمیتى، بى اساس، واهى