فرهنگ آریانپور
خیز - جست -
#۸۴٬۲۳۰
bound
حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف
caper
از روى شادى جست و خیز کردن، رقصیدن، جهش، جست و خیز، شادى
frisk
جست و خیز، حرکت تند و چالاک در رقص، تفتیش و جستجو (خصوصا براى اسلحه و اموال دزدى)، از خوشى جست و خیز کردن، تفتیش و جستجو کردن، بانشاط، مسرور، فرز
curvet
خوشى، شادى، وجد، شوخى، جست و خیز
frolic
سرور و نشاط، خوشى، جست و خیز، رقص، خوشى کردن، ورجه ورجه کردن
flounce
حرکت تند و ناگهانى (بدن)، جست و خیز، چین دار کردن حاشیه لباس، پرت کردن، تقلا کردن، جولان
capriole
جست و خیز (مثل هنگام رقص)، جهش بلند اسب (از روى مانع)، جفتک، جفتک زدن
exultance
وجد و شادى، جست و خیز
saltation
جست و خیز، رقص، جنبش ناگهانى، جهش ناگهانى، جهش خون شریان، پیشروى بتدریج