فرهنگ آریان‌پور

خیز - جست -

#۸۴٬۲۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bound

حد، مرز، کران، محدود، سرحد، خیز، جست و خیز، محدود کردن، تعیین کردن، هم مرز بودن، مجاور بودن، مشرف بودن (on یا with)، جهیدن آماده رفتن، عازم رفتن، مهیا، موجود، مقید، موظف

۲

caper

از روى شادى جست و خیز کردن، رقصیدن، جهش، جست و خیز، شادى

۳

frisk

جست و خیز، حرکت تند و چالاک در رقص، تفتیش و جستجو (خصوصا براى اسلحه و اموال دزدى)، از خوشى جست و خیز کردن، تفتیش و جستجو کردن، بانشاط، مسرور، فرز

۴

curvet

خوشى، شادى، وجد، شوخى، جست و خیز

۵

frolic

سرور و نشاط، خوشى، جست و خیز، رقص، خوشى کردن، ورجه ورجه کردن

۶

flounce

حرکت تند و ناگهانى (بدن)، جست و خیز، چین دار کردن حاشیه لباس، پرت کردن، تقلا کردن، جولان

۷

capriole

جست و خیز (مثل هنگام رقص)، جهش بلند اسب (از روى مانع)، جفتک، جفتک زدن

۸

exultance

وجد و شادى، جست و خیز

۹

saltation

جست و خیز، رقص، جنبش ناگهانى، جهش ناگهانى، جهش خون شریان، پیشروى بتدریج