فرهنگ آریان‌پور

خواب

#۸۱٬۶۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

asleep

خواب، خفته، خوابیده

۲

nap

چرت، خواب نیمروز، چرت زدن، (در پارچه و فرش) خواب، پرز

۳

kip

چرم دباغى، پوست گوساله و بره، در بستر رفتن، خوابیدن، بستر

۴

dream

(past: dreamed, dreamt ; past participle: dreamed, dreamt) ـ خواب، خواب دیدن، رویا دیدن

۵

sleep

(past: slept ; past participle: slept) ـ خواب، خوابیدن، خواب رفتن، خفتن

۶

slumber

چرت، خواب سبک، چرت زدن، چرتى

۷

dreamland

سرزمین خواب و خیال

۸

noctambulism

(noctambulation =) ـ راه رفتن در خواب، خواب (مخصوصاً خواب هیپنویتزم)، شبگردى

۹

noctambulation

(noctambulism =) ـ راه رفتن در خواب، خواب (مخصوصاً خواب هیپنویتزم)، شبگردى

۱۰

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۱۱

repose

گذاردن، آرمیدن، دراز کشیدن، غنودن، سامان، آسودگى، استراحت

۱۲

flocking

رمه، گله، گروه، جمعیت، دسته پرندگان، به صورت گله و رمه در آمدن، گرد آمدن، جمع شدن، ازدحام کردن خودمانی‌ shuteye