فرهنگ آریان‌پور

خو نگرفته

#۸۱٬۶۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

unaccustomed

خو نگرفته، عادت نکرده، غیر عادى

۲

unused

به کار نرفته، نامستعمل، خو نگرفته، عادت نکرده، به کار نبرده

۳

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین