فرهنگ آریانپور
خنک
#۸۱٬۶۱۳
cool
خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن
icy
یخى، پوشیده از یخ، بسیار سرد، خنک
flat
پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین
acold
سرد، خنک، بدون احساسات
algid
سرد، خنک
dried
خشک شد، خشک کرد، ساده، خنک، بى سود، بى فایده، تشنه، خون سرد
vapid
بیمزه، خنک، مرده، بیروح، بى حس، بى حرکت
breezy
نسیم دار، خوش هوا، خنک، تازه، ملایم، شادى بخش
chilly
(chilled =) ـ سرد، خنک
chilled
(chilly =) ـ سرد، خنک
freezing
بسیار سرد، خنک، سرد