فرهنگ آریان‌پور

خنک

#۸۱٬۶۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

cool

خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن

۲

icy

یخى، پوشیده از یخ، بسیار سرد، خنک

۳

flat

پهن، تخت، مسطح، هموار، صاف، بى تنوع، یک دست، خنک، بى مزه، قسمت پهن، جلگه، دشت، آپارتمان، قسمتى از یک عمارت

۴

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۵

acold

سرد، خنک، بدون احساسات

۶

algid

سرد، خنک

۷

dried

خشک شد، خشک کرد، ساده، خنک، بى سود، بى فایده، تشنه، خون سرد

۸

vapid

بیمزه، خنک، مرده، بیروح، بى حس، بى حرکت

۹

breezy

نسیم دار، خوش هوا، خنک، تازه، ملایم، شادى بخش

۱۰

chilly

(chilled =) ـ سرد، خنک

۱۱

chilled

(chilly =) ـ سرد، خنک

۱۲

freezing

بسیار سرد، خنک، سرد