فرهنگ آریان‌پور

خمیر مانند

#۸۱٬۴۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

pasty

چسب مانند، خمیر مانند، کلوچه قیمه دار، شیرینى میوه دار، خمیرى

۲

paste

خمیر، چسب، سریش، گل یا خمیر، نوعى شیرینى، چسباندن، چسب زدن به، خمیر زدن paste چیز

۳

pulpy

گوشتالو، کاغذى

۴

butter

کره، روغن، روغن زرد، کره مالیدن روى، چاپلوسى کردن

۵

doughy

خمیرى

۶

sodden

جوشانده، چروکیده و پژمرده، (در اثر جوشاندن) بى مصرف، نیم پخته، اشباع شده، خیس، خیس شدن، گیج و کند ذهن