فرهنگ آریان‌پور

خمیده

#۸۱٬۴۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

limber

خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن

۲

embowed

خمیده، هلالى، گنبدى، زاویه دار، کمانى شکل

۳

reclinate

خمیده، دولا

۴

lank

لاغر، نحیف، خمیده، خمار

۵

curved

کج، کج شده، منظنى، خمیده، منحنى

۶

pronate

دمر قرار دادن، بداخل گرداندن، روى چهار دست و پا خم شدن (مثل چهارپایان)، خمیده

۷

slouchy

دولا دولاراه رونده، خمیده، تنبل، بى عرضه

۸

circumflex

کج، خم، خمیده

۹

geniculate

(geniculated =) ـ داراى زانویى، خم شده، خمیده

۱۰

retroflexed

برگشته، خمیده، خمیده به عقب

۱۱

superincumbent

(مجازى) داراى فشار زیاد، فشارى، خمیده، از بالا

۱۲

bow

خم شدن، تعظیم کردن، تعظیم، کمان، قوس

۱۳

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend