فرهنگ آریانپور
خموشی
#۸۱٬۴۱۴
silence
خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن
quiescence
خموشى، سکون، بى حرکتى، خاموشى، جزم
hush
خاموش کردن، آرامش دادن، مخفى نگاه داشتن، آرام شدن، صدا در نیاوردن، ساکت، آرام، خموش، باغبانى hush muteness
still
آرام، خاموش، ساکت، بى حرکت، راکد، همیشه، هنوز، باز هم، هنوزهم معذلک آرام کردن، ساکت کردن، خاموش شدن، دستگاه تقطیر، عرق گرفتن از، سکوت، خاموشى
reticence
(reticency =) ـ خاموشى، سکوت، کم گویى
taciturnity
کم حرفى، خاموشى، سکوت، آرامش