فرهنگ آریان‌پور

خمانده

#۸۱٬۳۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

inclined

خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب

۲

ungenerous

پست، لئیم، خسیس، بى سخاوت، بى گذشت

۳

tightfisted

خسیس، پست