فرهنگ آریان‌پور

خمود

#۸۱٬۴۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۲

groggy

مست، تلو تلو خورنده، سست

۳

torpid

خوابیده، سست، بیحال، بى حس

۴

lethargic

بیحال، سست

۵

languishing

بیحال شدن، افسرده شدن، پژمرده شدن، بیمار عشق شدن، با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن، با چشمان خمار نگریستن