فرهنگ آریانپور
خلط
#۸۱٬۱۹۰
mucus
خلط، بلغم، ماده مخطى، ماده لزج
humor
(humour =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه
humour
(humor =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه
phlegm
بلغم، مخاط، خلط، (مجازى) سستى، بیحالى، خونسردى