فرهنگ آریان‌پور

خلط

#۸۱٬۱۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

mucus

خلط، بلغم، ماده مخطى، ماده لزج

۲

humor

(humour =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه

۳

humour

(humor =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه

۴

phlegm

بلغم، مخاط، خلط، (مجازى) سستى، بیحالى، خونسردى