فرهنگ آریان‌پور

خلش

#۸۱٬۱۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

sting

(past: stung ; past participle: stung) ـ نیش، زخم نیش، خلش، سوزش، گزیدن، تیر کشیدن، نیش زدن

۲

penetration

نفوذ کاوش، نفوذ، حلول، کاوش، زیرکى، کیاست، فراست