فرهنگ آریان‌پور

خلاف

#۸۱٬۱۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

delict

خلاف، گناه، جرم

۲

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۳

misdeed

بدکردارى، خلاف، بزه، جرم، گناه، بد رفتارى، سوء عمل

۴

contrary

مخالف، معکوس، مقابل، خلاف

۵

malversation

دغل بازى، تقلب، اختلاس، خلاف، خیانت در امانت