فرهنگ آریانپور
خلاصی
#۸۱٬۱۰۲
extrication
خلاصى، رهایى، آزاد کردن
quit
(past: quit, quitted ; past participle: quit, quitted) ـ ول کردن، دست کشیدن از، تسلیم شدن ترک، متارکه، رها سازى، خلاصى
escape
رستن، گریختن، دررفتن، فرار کردن، رهایى جستن، خلاصى جستن، جان به در بردن، گریز، فرار، رهایى، خلاصى
rescue
رهایى دادن، رهانیدن، خلاصى، رهایى
quietus
رهایى، خلاصى، تبرئه، پاکى، برائت، مفاصا
riddance
رهایى، خلاصى
release
رها کردن، رهتیى، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختن، رهایى، آزادى، استخلاص، بخشش
disengagement
رهایى از قید یا تعهد، متارکه روابط