فرهنگ آریان‌پور

ازار رساندن

#۸٬۱۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

molest

آزار رساندن، معترض شدن، تجاوز کردن

۲

unmolested

آزار رساندن، معترض شدن

۳

grig

(جانور شناسى) مارماهى کوچک، زنجره، ملخ، مخلوق کوچک، مرغ پا کوتاه، شخص مسرور و بانشاط، آزار رساندن، نا امید کردن

۴

hurt

(past: hurt ; past participle: hurt) ـ آزار رساندن، آسیب زدن به، آزردن، اذیت کردن، جریحه دار کردن، خسارت رساندن، آسیب، آزار، زیان، صدمه

۵

injure

آسیب زدن (به)، آزار رساندن (به)

۶

plague

آفت، بلا، سرایت مرض، طاعون، بستوه آوردن، آزار رساندن، دچار طاعون کردن

۷

incommode

ناراحت کردن، ناراحت گذاردن، دردسر دادن، آزار رساندن، گیج کردن، دست پاچه کردن