فرهنگ آریانپور
ازار دهنده
#۸٬۰۹۹
hurter
آزار دهنده
annoyer
آزار دهنده
galling
آزار دهنده، سوزان
persecutor
آزار دهنده، اذیت کننده
worrisome
مزاحم، غمزده، مسبب ناراحتى، آزار دهنده
nettlesome
(irritating =) ـ آزار دهنده، رنج آور
pestiferous
طاعون آور، طاعون زده، فاسد کننده اخلاق دیگرى، مسرى، مضر، آزار دهنده، عفونى
trying
کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش
irksome
خستگى آور، کسل کننده، متنفر، آزرده
painful
دردناک، محنت زا، ناراحت کننده، رنج آور، رنجور
niggling
اندک، ایراد گیر harasser
frightful
وحشتناک
provoking
تحریک کردن، دامن زدن، برانگیختن، برافروختن، خشمگین کردن
irritation
رنجش، سوزش، خشم، ناراحتى، خراش، آزردگى