فرهنگ آریان‌پور

خزینه دار کردن

#۷۹٬۹۳۳

معنی‌های انگلیسی
۱

countersink

(past: countersank ; past participle: countersunk) ـ خزینه مخروطى کردن، خزینه دار کردن، خزانه نمودن، کلاهک دار کردن