فرهنگ آریان‌پور

خزیدن

#۷۹٬۹۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

prog

سیخونک زدن، با میخ نوک تیز فشار دادن، پرسه زدن، خزیدن، کاوش کردن

۲

ramp

سرازیر شدن، خزیدن، صعود کردن، بالا بردن یا پایین آوردن، سکوب سراشیب، سرازیر، پله ى سراشیب، پیچ، دست انداز، پلکان، سطح شیب دار

۳

worm

کرم، سوسمار، مار، خزنده، خزیدن، لولیدن، مارپیچ کردن

۴

crawl

عمل خزیدن، خزیدن، سینه مال رفتن، شنال کرال

۵

creep

(past: crept ; past participle: crept) ـ خزیدن، مورمور شدن

۶

glide

سر خوردن، خرامش، سریدن، آسان رفتن، نرم رفتن، سبک پریدن، پرواز کردن بدون نیروى موتور، خزیدن

۷

slime

لجن و گل، لعاب، چیز چسبناک، لجن مال کردن، خزیدن

۸

grovel

دمر خوابیدن، سینه مال رفتن، پست شدن، پست بودن، خزیدن

۹

slither

لغزش، غلت، آشغال، سنگریزه، تراشه، شکاف، سریدن، خزیدن، غلتیدن

۱۰

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۱۱

snake

(جانور شناسى) مار، داراى حرکت مارپیچى بودن، مارپیچى بودن، مارپیچ رفتن

۱۲

twirl

چرخش، گردش، چرخیدن