فرهنگ آریان‌پور

خرابی

#۷۹٬۱۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

havoc

خرابى، غارت، ویران کردن

۲

disrepair

خرابى، احتیاج به تعمیر، نیازمند تعمیر

۳

destruction

خرابى، ویرانى، تخریب، اتلاف، انهدام، تباهى

۴

devastation

خرابى، انهدام

۵

dilapidation

خرابى، ویرانى

۶

ruin

نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن

۷

decay

پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن

۸

wrack

کشتى شکستگى، خرابى، بدبختى، آشغال سبزى، خراب کردن، ویران شدن واژه هاى شامل

۹

failure

واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت

۱۰

godsend

نعمت غیر مترقبه، چیز خدا داده، خرابى

۱۱

eversion

برگردانى، واژگونى، واژگون سازى، خرابى، (پزشکى) برگرداندن پلک چشم و غیره

۱۲

ruination

ویرانى، خرابى، تباهى

۱۳

demolition

ویرانى، خرابى، ویران سازى، انهدام، تخریب

۱۴

desolation

ویرانى، خرابى، تنگى، دلتنگى، پریشانى

۱۵

rack

چنگک جا لباسى، بار بند، جا کلاهى، نوعى آلت شکنجه مرکب از چند سیخ یا میله نوک تیز، شکنجه، چرخ دنده دار، عذاب دادن، رنج بردن، بشدت کشیدن، دندانه دار کردن، روى چنگک گذاردن لباس و غیره، طاقچه، قفسه

۱۶

breakdown

تفکیک، از کار افتادگى

۱۷

malfunction

بدعمل کردن، سوء عمل