فرهنگ آریان‌پور

خرابکاری‌ کردن

#۷۹٬۱۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

subvert

واژگون ساختن، برانداختن، موقوف کردن، خرابکارى کردن، درون واژگون سازى کردن

۲

sabotage

خرابکارى عمدى، کارشکنى و خراب کارى، خرابکارى کردن