فرهنگ آریان‌پور

خرابکارانه

#۷۹٬۱۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

subversive

واژگون، ویران، توطئه گر، خرابکار، خرابکارانه

۲

obstructionist

اشکال تراش، کارشکن، کسى که براى جلوگیرى از پیشرفت کار مجلس مى اندازد