فرهنگ آریان‌پور

خرابکار

#۷۹٬۱۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

ruiner

خرابکار، ویرانگر

۲

saboteur

خرابکار

۳

ratter

موش گیر، کار شکن، خرابکار، خائن

۴

subversive

واژگون، ویران، توطئه گر، خرابکار، خرابکارانه

۵

Vandal

خرابگر (کسى که از روى حماقت یابدجنسى چیزهاى هنرى یاهمگانى را خراب مى کند)

۶

obstructionist

اشکال تراش، کارشکن، کسى که براى جلوگیرى از پیشرفت کار مجلس مى اندازد