واژههای فارسی←خدمتکاری کردنفرهنگ آریانپورخدمتکاری کردن#۷۹٬۰۶۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱serveخدمت کردن، خدمت انجام دادن، به کار رفتن، به درد خوردن، (در بازى) توپ را زدنواژههای نزدیک در الفباخدمتکار دربارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمتکار صدیقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمتکار کلیسامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمتکار هتلمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمتکاران - نوکران -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیخدمتکاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر