فرهنگ آریان‌پور

خدشه دار کردن

#۷۹٬۰۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

blemish

خسارت وارد کردن، آسیب زدن، لکه دار کردن، بدنام کردن، افترا زدن، نقص