فرهنگ آریان‌پور

خدشه

#۷۹٬۰۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flaw

درز، رخنه، عیب، خدشه، عیب دار کردن، ترک برداشتن، تند باد، آشوب ناگهانى، کاستى

۲

inquietude

(معنى مجازى) آشفتگى، بى آرامى، بى قرارى، دل واپسى، اضطراب، تشویش، ناراحتى، خدشه

۳

dent

دندانه، گودى، تو رفتگى، جاى ضربت، دندانه کردن، دندانى

۴

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى

۵

wart

زگیل، گندمه، زگیل دار شدن، زگیل پیدا کردن

۶

stain

لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى

۷

taint

لکه دار کردن، رنگ کردن، آلوده شدن، لکه، ملوث کردن، فاسد کردن، عیب

۸

blemish

خسارت وارد کردن، آسیب زدن، لکه دار کردن، بدنام کردن، افترا زدن، نقص