فرهنگ آریانپور
خدشه
#۷۹٬۰۰۲
flaw
درز، رخنه، عیب، خدشه، عیب دار کردن، ترک برداشتن، تند باد، آشوب ناگهانى، کاستى
inquietude
(معنى مجازى) آشفتگى، بى آرامى، بى قرارى، دل واپسى، اضطراب، تشویش، ناراحتى، خدشه
dent
دندانه، گودى، تو رفتگى، جاى ضربت، دندانه کردن، دندانى
spot
خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى
wart
زگیل، گندمه، زگیل دار شدن، زگیل پیدا کردن
stain
لک، لکه، داغ، آلودگى، آلایش، ننگ، لکه دار کردن، چرک کردن، زنگ زدن، رنگ شدن، رنگ پس دادن، زنگ زدگى
taint
لکه دار کردن، رنگ کردن، آلوده شدن، لکه، ملوث کردن، فاسد کردن، عیب
blemish
خسارت وارد کردن، آسیب زدن، لکه دار کردن، بدنام کردن، افترا زدن، نقص