فرهنگ آریان‌پور

خجسته

#۷۸٬۸۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

blessed

مبارک، سعید، خجسته، خوشبخت

۲

benedict

نوداماد، (م.ل.) مبارک، خجسته، سعید، خوشحال، ملایم، سست، رام، نرم

۳

auspicious

فرخ، فرخنده، خجسته، سعید، مبارک، بختیار، مساعد

۴

favourable

مساعد، موافق، سازگار، همراه، امیدبخش، خوب، مطلوب، خجسته، درخور

۵

blest

(past: blessed, blest ; past participle: blessed, blest) ـ تقدیس کردن، برکت دادن، دعا کردن، مبارک خواندن، با علامت صلیب کسى را برکت دادن

۶

brave

دلاور، تهم، شجاع، دلیر، دلیرانه، عالى، با دلیرى و رشادت با امرى مواجه شدن، آراستن، لافزدن، بالیدن felicitous

۷

happy

خوش، خوشحال، شاد، خوشوقت، خوشدل، خرسند، سعادتمند، راضى، سعید، مبارک، فرخنده

۸

festal

عیدى، جشنى، وابسته به عید، خوش

۹

joyful

شاد

۱۰

joyous

سرور آمیز، ناشى از خوشى، خوش، خوشحال

۱۱

fortunate

خوشبخت، مساعد، خوش شانس، خوب

۱۲

opportune

بجا، بموقع، بهنگام، درخور، مناسب

۱۳

propitious

خوش یمن، میمون، شفیع، خیر خواه، مساعد