فرهنگ آریان‌پور

از هم گسیخته - وضع -

#۷٬۸۷۹

معنی‌های انگلیسی
۱

disjoin

وضع از هم گسیخته، بى تکلیفى، جدا، منفصل، متلاشى، بى ربط ساختن