واژههای فارسی←از بینی جاری شدنفرهنگ آریانپوراز بینی جاری شدن#۶٬۰۵۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱snivelآب بینى، فین، زکام، نزله، از بینى جارى شدن، آب بینى را با صدا بالا کشیدن، دماغ گرفتنواژههای نزدیک در الفبااز بیخ گلومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بیخ گوش کسی گذشتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بید مصون کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بیراهه رفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بیرونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بیرون به درونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر