واژههای فارسی←از هم باز کردن چیز تابیدهفرهنگ آریانپوراز هم باز کردن چیز تابیده#۷٬۸۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱untwistواتابیدن، باز کردن، گشودن، جدا کردن، خار کردنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر