فرهنگ آریانپور
از هم باز شدن
#۷٬۸۵۱
unbraid
از هم باز شدن، ریش ریش کردن
burst
(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم
#۷٬۸۵۱
از هم باز شدن، ریش ریش کردن
(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم