واژههای فارسی←از هر ده نفر یکی را کشتنفرهنگ آریانپوراز هر ده نفر یکی را کشتن#۷٬۸۳۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱decimateاز هر ده نفر یکى را کشتن، تلفات زیاد وارد کردنواژههای نزدیک در الفبااز بین نرفتنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینوایان - دستگیری -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی ادا کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی جاری شدنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی نفس کشیدن - زحمت -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیاز بینی هوا را به شدت تو دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر