فرهنگ آریان‌پور

از نو ساختن

#۷٬۸۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

reconstruct

نوسازى کردن، از نو ساختن، احیا کردن

۲

reform

بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان

۳

remake

(past: remade ; past participle: remade) ـ بازساختن، بازسازى کردن، دوباره ساختن