واژههای فارسی←حلول کردنفرهنگ آریانپورحلول کردن#۷۶٬۸۱۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱incarnateمجسم (به صورت آدمى)، داراى شکل جسمانى، به رنگ گوشتى، مجسم کردن، صورت خارجى دادنواژههای نزدیک در الفباحلممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلول روح در بدن دیگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلول روح متوفی در بدن انسان یا جانور دیگریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر