واژههای فارسی←حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگریفرهنگ آریانپورحلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگری#۷۶٬۸۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱transmigrationفرهنگسار، حلول روح مرده در بدن موجود زنده دیگرى، تبعید، فراکوچواژههای نزدیک در الفباحلقی و شفوی - حرف -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلولمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلول روح در بدن دیگرمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلول روح متوفی در بدن انسان یا جانور دیگریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر