فرهنگ آریان‌پور

حلقه‌ گیر انداختن - با

#۷۶٬۷۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

loop

حلقه، حلقه طناب، گره، پیچ، چرخ، خمیدگى، حلقه دار کردن، گره زدن، پیچ خوردن، حلقه زنى