فرهنگ آریان‌پور

حلقاویزی

#۷۶٬۶۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

hanging

عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام