واژههای فارسی←حلقه کردن دودست دور بدن حریففرهنگ آریانپورحلقه کردن دودست دور بدن حریف#۷۶٬۷۵۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱clinchمحکم کردن، ثابت کردن، پرچ کردن، قاطع ساختن، گروه، پرچ بودن (مثل سرمیخ)واژههای نزدیک در الفباحلق و گلومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلق و گلو - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلق یا گلومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلق یا گلو - وابسته به-مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلقاویز کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیحلقاویزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر