فرهنگ آریان‌پور

حلقه‌ کردن

#۷۶٬۷۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس

۲

wrap

پیچیدن، بستن، پوشاندن، قنداق کردن، پوشانیدن، لفافه دار کردن، پنهان کردن، بسته بندى کردن، پتو، خفا، پنهان سازى