فرهنگ آریان‌پور

حلقه حلقه کردن

#۷۶٬۷۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

crisp

مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته

۲

convolute

به هم پیچیده، حلقوى، پیچ و تاب خوردن، حلقه حلقه کردن