فرهنگ آریان‌پور

حلقه

#۷۶٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hoop

حلقه، انگشتر، تسمه، تسمه زدن، حلقه زدن به، احاطه کردن

۲

curl

حلقه کردن، فردادن، پیچاندن، حلقه، فر

۳

ferrule

حلقه یا بست فلزى ته عصا، حلقه، بست فلزى زدن

۴

gird

(past: girded, girt ; past participle: girded, girt) ـ ضربه شدید، اظهار نظر شدید و تند، حلقه، کمربند بستن، بستن، احاطه کرده، محاصره کردن، نیرومند کردن، آماده کردن، محکم کردن

۵

gyre

گردش دایره، حلقه، دور، چرخ زدن

۶

chain

زنجیر، کند و زنجیر، حلقه، (مجازى) رشته، سلسله زنجیر کردن

۷

facia

(fascia =) ـ بند، نوار، هزاره برجسته، گچبرى سر ستون، خط، دایره زنگى، (نجوم) حلقه، کمربند، (کالبد شکافى) لایه پوششى فیبرى

۸

eyelet

(م.ل.) چشم کوچک، حلقه، چشم، سوراخ، روزنه، مزغل

۹

fascia

بند، نوار، هزاره برجسته، گچبرى سر ستون، خط، دایره زنگى، (نجوم) حلقه، کمربند، (کالبد شکافى) لایه پوششى فیبرى

۱۰

girdle

کمربند، کمر، کرست، حلقه، احاطه کردن، حلقه اى بریدن

۱۱

annulus

(هندسه) دایره اى که به وسیله ى گردش یک دایره وراء محیط خود تشکیل گردد، فضاى بین دوایر متحد المرکز، حلقه، حلقوى

۱۲

earring

گوشواره، حلقه، آویز

۱۳

grummet

شاگرد خانه، نوکر، حلقه

۱۴

cincture

کمربند، احاطه، حلقه، محوطه، احاطه کردن، کمر چیزى را بستن

۱۵

convolution

پیچیدگى، پیچ، حلقه

۱۶

basket

زنبیل، سبد، درسبد ریختن