فرهنگ آریان‌پور

حل

#۷۶٬۵۶۸

معنی‌های انگلیسی
۱

solution

چاره سازى، شولش، حل، محلول، راه حل، تادیه، تسویه

۲

resolvent

(پزشکى) محلل، حلال، جواب، حل، حل مسئله

۳

resolution

تفکیک پذیرى، دقت، تصمیم، رفع، تحلیل، تجزیه، حل، نتیجه، ثبات قدم، عزم، قصد، نیت، تصویب

۴

dissolution

تجزیه، حل، فساد، از هم پاشیدگى، فسخ